امروز

سه شنبه, ۸ مهر , ۱۳۹۹

  ساعت

۱۰:۵۵ قبل از ظهر

سایز متن   /

رشد زندگی شهرنشینی و گسترش آن پدیده ایی است که امروزه در تمامی جوامع انسانی وجود دارد و بسیاری از مردم برای حصول و دستیابی به زندگی بهتر و راحت تر ،استفاده از امکانات بیشتر به سمت شهرها و حتی کلانشهرها هجوم آورده و سکونت در شهر را برمی گزینند. شهرها از دیرباز تاکنون دارای کارکردهایی با مشخصه هایی خاص بوده اند و هیچ گاه زندگی در شهر با روستا که دارای سبقه ایی کاملا سنتی و بسیار ابتدایی می باشد قابل قیاس نیست در حالیکه در شهر وضعیت کاملا فرق دارد و الزامات و چارچوبهای بدیع را در جهت زندگی در آن می طلبد.

اساسا فرد چون به عنوان شهروند محسوب می شود و ماهیانه و یا سالیانه مالیاتهایی بطور مستقیم و غیر مستقیم پرداخت می کند انتظار می رود که خدمات و امکاناتی که در فضای شهری در جهت آسایش و رفاه مردم اختصاص میگردد در حد مناسب و استانداردهای زندگی در محیط شهری باشد.

همانطور که می دانیم در جوامع در حال توسعه،ساختار و شاکله محیط های شهری از افراد و گروهها و جمعیت هایی شکل می گیرد که دارای خرده فرهنگ ها و باورها و اعتقادات خاصی به لحاظ فکری و فرهنگی در محیط پیرامونی خود هستند و همان باورها را بعضا در قالب رفتار اجتماعی در محیط پیرامونی خویش ابراز می دارند و البته رفتار فردی هر کس می تواند تابع عوامل مختلفی از جمله سطح تحصیلات،طبقه اجتماعی و درآمدی و محیط خانوادگی فرد باشد که به شدت می تواند در فرایند نهایی فرهنگ شهر نشینی موثر و دخیل باشد.

اولین مولفه و گزاره بسیار مهم در برداشت از یک محیط شهری مساله امنیت و سطح آرامش موجود در آن به لحاظ روانی است که می تواند نقشی بسیار مهم و حیاتی در کارکردهای زندگی شهری داشته باشد بدون شک زیست و کنش تعامل برانگیز فرد در هر محیطی چه در یک محیط کوچک همچون خانواده و یا در اضلاع بزرگتر آن محیط اجتماع الزامات و شرایط خاص خود را می طلبد از جمله بحث فرهنگ تعامل با محیط پیرامونی است که فرد از یک نوع آمادگی نسبی در فرایند رابطه ای دوسویه برخوردار باشد که در محیطی کاملا آرام و بدور از تنش و تعامل آمیز با دیگر افراد جامعه رفتار و برخورد نماید.

بدون شک رفتار شهروندان و بازخورد مثبت آن در محیط های شهری تحت تاثیر عوامل مختلفی است که نباید از آن غافل بود از جمله می توان به مسئولیت ها و وظایف دستگاهها و سازمانهای مختلف شهری و فرهنگی اشاره کرد که نقش بسزایی در فرایند پدیده شهرنشین شدن افراد و احترام به جامعه و قوانین موجود آن بر عهده دارند که باید حتما در این جهت فعال و کوشا باشند.

انسان به لحاظ فردی همواره از گذشته تاکنون چه آن موقع که در محیط های کاملا بدوی و ابتدایی بوده و چه امروزه که در شهرهای بزرگ سکنی گزیده هیچ موقع از یاد گرفتن و آموزش در متن زندگی بدور نبوده و از اثرات مثبت آن در روند زندگی جمعی خویش بهره لازم را برده و در این جهت اهتمام ویژه ایی نسبت به این امور از خود نشان داده است.

بنابراین در سایه آموزش و ترویج مهارت های مختلف زندگی بویژه در سنین پایین و امید به نهادینه شدن آن در فرد می توان محورهای یک جامعه پویا و در حال رشد را در طراحی اینگونه روش‌ها و سیاست های فرهنگی در دراز مدت با اثرات مثبت پیش بینی کرد. وجود انجمن ها،تشکل ها و سازمانهای مردم نهاد در ساختارهای محیط شهری نیز می تواند در نظم دهی و سازماندهی کردن مردم بویژه افراد داوطلب که از توانمندی‌های مختلف و دغدغه مندی نسبت به محیط جامعه خویش برخوردار هستند بکار گرفته شود که استفاده از این فرصتها مستلزم آن است که شرایط و فضای شکل گیری این گونه تشکل ها در بستر عملی فراهم باشد.

خلاصه در جهت برخوردار شدن از یک اجتماع فرهنگ محور هیچ گاه نباید از امر مهم و اساسی«آموزش»غافل بود و باور داشت که ذات انسان بر محور دانایی و عقلانیت است بویژه در این عصر و زمانه که آن را بدرستی عصر دانایی محوری نام نهاده اند و جامعه ای موفق و سربلند خواهد بود که از ابزارهای نوین در جهت زیستی مطلوب و شایسته استفاده نماید.
بهزاد رضوانی
انتهای پیام /

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد